تبليغاتX
سايت تخصصي بازار و بازاريابي

سايت تخصصي بازار و بازاريابي

معرفي كتاب ها و مقالات در زمينه بازاريابي ، سایت تخصصی بازار و بازاریابی

برنامه ريزي استراتژيك و نقش بازاريابي در سازمان

 

 

 

سايت تخصصي بازاريابي

 

 

 

برنامه ريزي استراتژيك ، مستلزم تهيه يك خط مشي براي بقا و رشد بلند مدت است. بازاريابي به برنامه ريزي استراتژيك كمك مي كند و برنامه استراتژيك جامع ، نقش بازاريابي در شركت را تعيين مي كند . بازاريابان براي انجام وظايف خود در سازمان فرآيند مديريت بازاريابي را به عهده مي گيرند.

 

بعضي از شركت ها از برنامه ريزي رسمي استفاده نمي كنندو تعدادي از شركت ها نيز كه از آن استفاده مي كنند به نحو مطلوبي از آن بهره نمي گيرند . با اين حال برنامه ريزي رسمي مزاياي چندي در بر دارد . اين مزايا شامل تفكر سيستماتيك ، هماهنگي بهتر تلاش هاي شركت ، اهداف دقيق تر و سنجش بهتر كارآيي مي شوند . در نتيجه فروش و سود آوري بهبود مي يابد . شركت ها سه نوع برنامه تهيه مي كنند و اين سه نوع برنامه عبارتند از : برنامه هاي سالانه ، برنامه هاي بلند مدت و برنامه هاي استراتژيك.

 

برنامه ريزي استراتژيك شرايط را براي برنامه ريزي هاي ديگر شركت مهيا مي سازد . فرآيند برنامه ريزي استراتژيك  از تعيين رسالت شركت ، اهداف و مقاصد ، تركيب فعاليت ها وبرنا مه هاي عملياتي تشكيل مي شود .

 

تهيه يك شرح رسالت معتبر ، خود وظيفه خطيري است . اگر قرار است رسالت شركت ، آن را در جهت استفاده از بهترين فرصت ها رهنمون گردد ، بايد داراي جهت يابي به طرف بازار باشد ، توجيه داشته باشد و تحرك آفرين و صريح باشد .در اين صورت است كه از اهداف و مقاصد شركت حمايت لازم به عمل مي آيد.

 

لازمه برنامه ريزي استراتژيك ، تجزيه و تحليل تركيب فعاليت هاي شركت و تصميم گيري در مورد ميزان منابع به هر كدام است . شركت ممكن است از روش برنامه ريزي تركيب فعاليت هاي BCG به نام ماتريس سهم – رشد ، يا روش GE  به نام شبكه برنامه ريزي فعاليت استراتژيك استفاده كند . در حال حاضر اكثر شركت ها بنابر موقعيت خود از روش هاي اختصاصي برنامه ريزي تركيب فعاليت ها استفاده مي كنند. 

 

گذشته از ارزيابي واحد هاي استراتژيك موجود ، مديريت بايد براي ورود به فعاليت ها و كالاهاي جديد نيزبرنامه ريزي كند.شبكه گسترش محصول / بازار چهار مسير اصلي رشد را نشان مي دهد . نفوذ در بازار ، به معني فروش بيشتر كالاهاي موجود به مشتريان فعلي است . ايجاد بازار ، مستلزم يافتن بازارهاي جديد براي محصولات موجود است . توليد كالاي جديد ، به معناي عرضه كالاهاي جديد يا اصلاح شده به بازارهاي فعلي است . و بالاخره متنوع سازي ، نيز به معناي شروع فعاليت هاي جديدي است كاملاً بي ارتباط با كالاها و بازارهاي فعلي.

 

هر يك از واحد هاي عملياتي شركت ، تأمين كننده منابع لازم براي برنامه ريزي استراتژيك است. پس از تعيين اهداف استراتژيك ،مديرهر فعاليت ، بايد مجموعه اي از برنامه هاي عملياتي را فراهم كند كه هماهنگ كننده فعاليت هاي بازاريابي، امور مالي ، توليد و ساير قسمت ها باشد. هر قسمت در مورد اينكه كدام فعاليت يا هدف داراي اهميت بيشتري است نظر متفاوتي دارد . واحد بازاريابي به نظر مصرف كننده اهميت مي دهد.ساير قسمت ها نيز نظرات خود را دارند و اين نهايتاً اختلاف نظر بين قسمت ها را پديد مي آورد. مديران بازاريابي بايدبا ساير واحد ها با تفاهم برخورد كنند و براي ارائه يك سيستم از برنامه هايي كه نيل به اهداف استراتژيك كلي را ميسر مي كند  با ساير مديران عملياتي همكاري كنند .

 

بازاريابان براي ايفاي نقش خود در سازمان ، فرآيند مديريت بازاريابي را عهده دار مي شوند.اين فرآيند شامل تجزيه و تحليل فرصت هاي بازاريابي ، انتخاب بازارهاي هدف ، تهيه تركيب عناصر بازاريابي و اداره تلاش هاي بازار است . شركت بدواً مصرف كنندگان و محيط را براي اجتناب از تهديدها و بهره برداري از فرصت ها به دقت بررسي مي كند . مصرف كنندگان در كانون توجه فرآيند مديريت بازاريابي قرار دارند. بازارياب ، كل بازار را به قسمت هايي تقسيم مي كند و سپس آن قسمت هايي را كه به نحو احسن از عهده آن بر مي آيد انتخاب مي كند. سپس با تهيه تركيب عناصر بازاريابي ، قسمت هاي هدف را جذب و رضايت آنها را تأمين مي كند. خط مشي هاي بازاريابي بر پايه نيازهاي مصرف كنندگان و منابع و موقعيت صنعتي شركت در مقايسه با رقبا استوار است . شركت بايد دائماً بر محصولات ، قيمت ها ، كانال هاي توزيع و تبليغات پيشبردي رقبا نظارت كند. شركت بنا بر موقعيت و توانايي هاي خود يكي از برنامه ها و خط مشي ها ي رهبري بازار ، چالشگر بازار ، دنباله رو بازار يا تمركز دهنده بازار را انتخاب مي كند.

 

مديران بازاريابي براي دستيابي به بهترين خط مشي بازاريابي رقابتي و اجراي آن چهار وظيفه مهم مديريت بازاريابي را به عهده مي گيرند . اين چهار وظيفه عبارتند از : تجزيه و تحليل ، برنامه ريزي ، اجرا و كنترل بازاريابي .با استفاده از اين فعاليت ها ، شركت به محيط بازاريابي نظارت مي كند و خود را با آن تطبيق مي دهد.

 

 

 

 

برگرفته از کتاب اصول بازاریابی ‌٫ نوشته فیلیپ کاتلر و گری آرمسترانگ ٫ ترجمه بهمن فروزنده ٫ نشر آموخته

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 30 شهریور1386ساعت 23:59  توسط   | 

مباني اجتماعي بازاريابي : تأمين نيازهاي بشر؛

 

 

 

 

سايت تخصصي بازاريابي

 

 

بازاريابي با زندگي روزانه همه سر و كار دارد . بازاريابي وسيله اي است كه با آن  استاندارد زندگي ايجاد و تحويل مردم مي شود . بسياري از مردم بازاريابي را با فروش اشتباه مي گيرند ولي بايد توجه داشت كه بازاريابي هم قبل و هم بعد از رويداد فروش وجود دارد. بازاريابي در واقع فعاليتهايي نظير تحقيقات بازاريابي ، توليد كالا ، توزيع ، قيمت گذاري ، تبليغات ، فروشندگي شخصي و غيره را با هدف درك ، خدمت و تأمين نيازهاي مصرف كننده و همزمان تأمين اهداف سازمان با هم تركيب مي كند.

 

بازاريابي ، فعاليت انساني است با هدف تأمين نياز ها و خواسته ها از طريق فرآيند مبادله . مفاهيم اساسي بازاريابي

عبارتند از : نياز ، خواسته ، تقاضا ، مبادله ، معامله و بازار.

 

مديريت بازاريابي ،تجزيه و تحليل ، برنامه ريزي ، اجرا و كنترل برنامه هايي است كه براي نيل به اهداف سازماني با هدف ايجاد و حفظ مبادلات نافع با بازارهاي هدف تهيه مي شوند . بازاريابان بايد توانايي اداره سطح ، زمان بندي و تركيب تقاضا را داشته باشند زيرا تقاضاي واقعي مي تواند با تقاضاي مورد نظر سازمان متفاوت باشد.

 

مديريت بازاريابي مي تواند با پنج فلسفه هدايت و راهنمايي شود . مفهوم توليد به اين معني است كه مصرف كنندگان طرفدار محصولاتي هستند كه قيمت آنها كمتر است و وظيفه مديريت ، بهبود  كارآيي توليد و كاهش قيمت هااست .مفهوم كالا بر اين اصل استوار است كه مصرف كنندگان به دنبال كالاي با كيفيت هستندو بنابراين ، فعاليت هاي پيشبردي آنچنان لازم نخواهد بود .  مفهوم فروش بدين معني است كه مصرف كنندگان مادام كه با تبليغات پيشبردي و فروش تحريك نشوند محصولات شركت را به حد كافي خريداري نخواهند كرد . مفهوم بازاريابي به اين معني است كه يك شركت بايد نيازها و خواسته هاي يك بازار هدف كاملا تعريف شده را بررسي كند و آنگاه نسبت به تأمين رضايت مطلوب ، اقدام نمايد . مفهوم بازاريابي اجتماعي بر اين فرض استوار است كه يك شركت براي دستيابي به اهداف و ايفاي تعهدات خود بايد هم رضايت مشتري و هم رفاه اجتماعي بلند مدت را تأمين كند.

 

رويه هاي بازاريابي ، مردم جامعه ما را بسيار متأثر مي سازند.اهداف متفاوتي نظير به حداكثر رساندن مصرف ، رضايت مصرف كننده ، حق انتخاب مصرف كننده يا ارتقاي كيفيت زندگي براي سيستم بازاريابي پيشنهاد شده است .

 

هر چه تعداد بيشتري از سازمان هاي اقتصادي ، غير انتفاعي و بخش هاي بين المللي روشهايي را در مي يابند كه بازاريابي مي تواند با آنها باعث بهبود عملكرد شود ، علاقه و توجه به بازاريابي رشد مي كند. 

 

 

 

 

 

 

برگرفته از کتاب اصول بازاریابی ِنوشته فیلیپ کاتلرو گری آرمسترانگ ِ ترجمه بهمن فروزنده ِ نشر آموخته

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 17:29  توسط   | 

تکنیک‌هایی ساده برای بازاریابی موفق

 

انسان طبیعتا موجودی کنجکاو است و به طور کلی کنجکاوی یکی از قوی‌ترین محرک‌های انسان است. کنجکاوی در هر زمان و هـــــر مکان، همــــراه همیشگی انسان‌هاست و مهم این است که هر شخصی چگونه از آن استفاده می‌کند. بیان، نگرش، طرز رفتار، شکل ظاهری و پوشش، ادب، کنجکاوی، مخاطب‌شناسی و... امروزه همگی جزو لاینفک موفقیت یا عدم موفقیت یک بازاریاب به شمار می‌آید.

 به طور کلی یک بازاریاب ماهر باید روانشناسی هم بداند و هرچه بیش‌تر در این زمینه اطلاع داشته باشد، موفق‌تر است، همچنین باید بداند رفتار او منجر به واکنش‌های خاصی از طرف مردم می‌شود، به این رو باید در پرتو چنین دانشی، از واکنش‌های خاص آن‌ها نتایج سودمندی بگیرد و حتی‌الامکان از اشتباهات جلوگیری کند. انسان طبیعتا موجودی کنجکاو است و به طور کلی کنجکاوی یکی از قوی‌ترین محرک‌های انسان است. کنجکاوی در هر زمان و هـــــر مکان، همــــراه همیشگی انسان‌هاست و مهم این است که هر شخصی چگونه از آن استفاده می‌کند. یک بازاریاب باید تا جایی که می‌تواند و در هر زمان، از این عامل و شاخص مهم استفاده کند و آن را به کار گیرد. به طور مثال باید بتواند با استفاده از این حس خود، تمایل و علاقهء مشتریان را شناسایی کرده و در جهت ایجاد و تثبیت قرارداد با مشتریان به کار گیرد. به طور کلی می‌توان گفت، برقراری ارتباط موفق با مشتریان از طریق کنجکاوی ما در علایق و نیازهای مشتریان حاصل می‌شود چرا که مشتریان مختلف علایق و سلایق مختلفی دارند، برای برخی کیفیت مهم‌تر است و برای برخی قیمت، برای برخی رفتار فروشنده مهم‌تر از کالایی است که می‌خرند و برای گروهی دیگر نه. مثلا باید بدانیم که صرفا ارزان بودن کالایی، تنها شاخص موردپسند مشتری نیست چرا که گروهی از مردم، دوست دارند احساس کنند که می‌توانند بهترین‌ها را بخورند و بپوشند و اگر با آن‌ها طوری رفتار شود که استطاعت چیزی را ندارند، دل آزرده می‌شوند. مردم عمدتا بیش‌تر چیزها را با قیمت و ارزش مادی تخمین می‌زنند، حتما ضرب‌المثل معروف «مردم عقلشان به چشمشان است» را شنیده‌اید. این ضرب‌المثل حتی در میان سایر جوامع نیز مصداق دارد. برای نمونه فروشگاه بزرگی در حومهء لس‌آنجلس در شب عید کریسمس، کلاهی را به مبلغ 1000دلار به معرض نمایش گذاشته بود، جمعیت خانم‌هایی که برای دیدن آن کلاه آمده بودند آنقدر زیاد بود که همهء‌آن‌ها در فروشگاه نمی‌گنجیدند و عده‌ای در بیرون فروشگاه منتظر ورود بودند. بازاریاب موفق نیز باید این عامل را در روانشناسی فروش به کار بگیرد. مثلا اگر شرکت ما با روش مناسبی در حال تبلیغ است ولی بهره مناسبی از این تبلیغات نمی‌برد، کافی است در گوشه‌ای از تبلیغات خود یا در سایت خود بگوییم انجام این تبلیغات برای ما 000ر100دلار هزینه داشته است و بکوشیم تا این موضوع را بر سر زبان‌ها بیندازیم، این موضوع وقتی انجام شود، انبوهی از توجه را به خود جلب می‌کند و نتایج درخشانی در برخواهد داشت، همچنین نوع گفتار و اصطلاحاتی که در بازاریابی و تبلیغات از آن استفاده می‌کنیم بسیار مهم است چرا که نحوهء گویش ما می‌تواند منجر به برداشت‌ها و عکس‌العمل‌های متفاوتی از سوی مخاطبان شود، مثلا خیلی از افراد این‌گونه تبلیغ می‌کنند: «برای یک هفته محصول ما را امتحان کنید، اگر مایل نبودید پول شما را پس خواهیم داد.» معنای این جمله آن است که چنانچه مشتری از کالای خریداری شده راضی نباشد، تمام پول پرداختی وی یک هفته پس از خرید پس داده خواهد شد. حال به این جمله دقت کنید: «اگر محصول ما مورد پسند شما واقع شد، پس از یک هفته پول آن را پرداخت کنید.» ملاحظه می‌شود معنایی که از این جمله استناد می‌شود، دقیقا همان معنای جملهء بالایی است با این تفاوت که این جمله برای مشتریان خیلی چشمگیرتر واقع می‌شود و تمایل بیش‌تری در آن‌ها ایجاد می‌کند تا محصول مزبور را امتحان کنند. درستی این موضوع در آزمایشی که سال 2003از سوی شرکت پرولینک ( Prolink )، تولیدکنندهء دوربین‌های عکاسی و لوازم جانبی آن، در بازار تایوان انجام شد مشخص شد و طی یک دورهء دو ماهه، تعداد مشتریان این شرکت بیش از 36درصد افزایش یافت. گادفری هریس، از تبلیغاتچی‌های بزرگ و نویسندهء چندین کتاب در زمینهء تبلیغات و بازاریابی، تفاوت در شیوهء بیان را این‌گونه مطرح می‌کند: تصور کنید دو نفر پیش من می‌آیند و هرکدام خرید یک اسب را به من پیشنهاد می‌دهند. هردوی آن‌ها ادعاهای یکسانی دارند که اسب‌ها خوب و مهربان هستند و حتی یک بچه می‌تواند روی آن سوار شود. یکی از آن‌ها می‌گوید: «این اسب را فقط برای یک هفته امتحان کن، اگر ادعای من درست نبود پولت را پس می‌دهم.» دیگری نیز همین جمله را تکرار می‌کند ولی اضافه می‌کند: «این اسب را فقط برای یک هفته امتحان کن، اگر ادعای من درست بود بیا و پول اسب را به من بده.» من طبیعتا اسب دومی را می‌خرم. نکته‌ای که در این مورد وجود دارد وکمتر کسی به آن توجه دارد این است که مشتریان ما و به طور عام همهء انسان‌ها، واکنش بیش‌تری به شنیدن کلمات مثبت و تاییدکننده دارند و آن‌چه سبب شد تا مشتریان شرکت پرولینک افزایش یابد، به کاربردن عبارتی چون «موردپسند واقع شدن» در مقابل «مایل نبودن» بود که تاثیر مثبتی در نگرش و تصمیم‌گیری مشتریان داشت. امروزه کالاهای بی‌شماری با انواع متعددی از مارک‌های مختلف در بازار موجود است که تفاوت چندانی از نظر کارآیی در رفع نیازهای مشتریان ندارند، از این رو آن‌چه تمایز محصولات را در تسخیر بازار سبب می‌شود، نوع نگرشی است که مصرف‌کنندگان به محصولات مختلف دارند. البته روش‌های مختلفی برای ایجاد نگرش مثبت نزد خریداران وجود دارد که دستیابی به آن‌ها کار دشواری نیست، کافی است همان‌طور که گفته شد از حس کنجکاوی خود استفاده کرده و آن را تقویت کنید. مثلا اگر از شما پرسش شود که برای افزایش فروش نوعی کتاب تخصصی به گروهی از بازرگانان معتبر و پرسابقه چه روشی را برمی‌گزینید، چه می‌گویید؟ این دقیقا همان پرسشی است که یک ناشر کوچک لندنی از خود کرد و زمانی که پاسخ مناسبی برای آن دریافت، سود کلانی به جیب زد. وی زمانی که در فروش کتاب‌های خود با شکست روبه‌رو شد، دست به ابتکار جالبی زد که از طریق آن توانست محصول خود را در نظر گروه مخاطبش (بازرگانان معتبر و پرسابقه) چشمگیر کند و کاری کند که طی مدت کوتاهی کتاب مزبور به چاپ پنجم برسد. اقدام او این بود که نام خریداران را با چاپ حروف طلاکاری شده روی کتاب حک کرد. این کار انجام شد و با تغییرات بسیار جزئی در مورد نحوهء اطلاع‌رسانی، به زودی هزاران جلد کتاب فروخته شد. در واقع وی با حک کردن اسم‌ها با طلا به کتاب‌ها، در نظر خریداران ارزش افزونی بخشید چرا که هرگاه شخصی بداند که چیزی با اسم خودش به او تعلق خواهد داشت، تلاش می‌کند تا آن را به دست آورد حتی اگر مجبور باشد مبلغی پول بابت آن بپردازد. استفاده از طلا نیز شیوه‌ای هوشمندانه بود زیرا حک نام افراد با طلا، ارزش مثبت افزونی را در نظر آن‌ها ایجاد می‌کند. به طریق مشابهی مشخص شده است که هر پیشنهادی که به یک گروه خاص از افراد محدود شود، خیلی موثرتر از پیشنهادی است که به گروه عمده‌ای از مردم می‌شود، مثلا پیشنهادی که برای خرید محصولی به خانم‌‌های خانه‌دار می‌شود، موثرتر از پیشنهادی خواهد بود که به خانم‌ها - به طور کلی- می‌شود زیرا با بیان کلمهء «خانه‌دار»، هنگام خطاب قرار دادن در واقع محرک‌های ذهنی این گروه بیش‌تر تحریک شده و برای واکنش آماده‌تر می‌شوند، در واقع بیان کلمهء «خانه‌دار»، امتیازی است که برای گروه خاصی از زن‌ها- نه همهء آن‌ها- در نظر گرفته شده است و کسانی که محق امتیاز آشکاری هستند نهایت تلاش خود را برای دستیابی به آن می‌کنند و حتی گاهی سختی‌های زیادی را نیز تحمل می‌کنند. یکی دیگر از مواردی که یک بازاریاب موفق باید همواره به آن توجه داشته باشد، موضوعاتی است که به واسطهء آن امکان حس منفی افراد، حتی برای مدتی کوتاه فراهم آید و سپس با استفاده از موقعیت به وجود آمده و اصلاح آن‌چه در ذهن مخاطب شکل گرفت است از آن بهترین بهره را ببرد; برای مثال چند سال پیش، یکی از تبلیغاتچی‌های بنام ایران دست به ابتکار جالبی در زمینهء تبلیغ و فروش ماشین لباسشویی زد; وی با گزینش شعار «ما با خانم‌های خانه‌دار ارتباط داریم» و درج آن در تبلیغات محصول مورد نظر، میلیون‌ها تومان سود عاید شرکت خود کرد. درج چنین عبارتی در تبلیغ یک کالا، به سرعت واکنشی منفی و تدافعی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کرد و آن‌ها را به تعقیب تمام متن آگهی وامی‌داشت. در انتها نیز مخاطب مزبور با امکانات و مزایای ماشین لباسشویی آشنا می‌شد، ضمن این‌که تا مدت‌ها این تبلیغ را برای دوستان و آشنایان خود تعریف می‌کرد. ناگفته نماند در این زمینه رعایت چارچوب‌های قانونی و پرهیز از خطا امری کاملا حیاتی و مهم است چرا که کوچک‌ترین لغزشی، عواقب جبران‌ناپذیری خواهد داشت. به هر رو برای بازاریابی موفق روش‌های بی‌شماری وجود دارد. بعضی افراد به طور غریزی آن‌ها را می‌شناسند و برخی دیگر این مراحل را با تجربه فرامی‌گیرند، اما بخش عظیمی از آن‌ها را می‌توان از طریق دیگران آموخت و زمانی که با روش‌های موفقیت‌آمیز آن‌ها آشنا شدیم، بهتر است آن را برای استفاده در موارد مشابه به خاطر بسپاریم، رعایت این موارد مهم هستند. یک پیشنهاد یکسان که با روش‌های متفاوتی به وجود آمده، ممکن است بازدهی‌های متفاوتی در بر داشته باشد. از این رو در گنجینهء تجربیات باید بهترین روش را به گونه‌ای پیدا کنیم



مرجع: روزنامه تفاهم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 12:41  توسط   | 

مطالعه بازار یا مطالعات بازاریابی چیست؟‌

 


 

 

 

 

مطالعه بازار یا مطالعات بازاریابی چیست؟‌

نويسنده  : تابان خواجه نصیری

 

در این مقاله‌ی کوتاه می‌خواهم تعریف یا تعاریفی را ارائه دهم در خصوص مطالعه بازار یا مطالعات بازاریابی. ببینید، به زبانی ساده اگر بخواهم بگویم، ما برای تعیین هزینه‌های مرتبط با انجام کار یا معامله‌ای ، برای انجام یا برخورداری از یک رقابت سالم و یا داشتن یک فروش بالقوه، شناسایی مشتریان احتمالی، در محیطی که کالا یا خدمات‌مان را به آن عرضه می‌کنیم، باید دست به مطالعه، بررسی و تحقیقاتی بزنیم (اطلاعاتی را جمع‌آوری، تجزیه و تحلیل و برای اتخاذ تصمیم گزارش کنیم) که به آن مطالعه بازار یا مطالعات بازاریابی می‌گویند. ........

 

 

برای خواندن ادامه مطلب به آدرس سایت منبع مراجعه کنید :

http://www.webfaqt.com/per/article_item.asp?ID=81

 

 

 

       

                                                    

+ نوشته شده در  جمعه 16 شهریور1386ساعت 9:56  توسط   | 

تحقیقات بازاریابی

 

اهميت روز افزون اطلاعات

 

امروزه اطلاعات به عنوان يك منبع استراتژيك براي هر سازماني در آمده است. داشتن و يا دستيابي به اطلاعاتِ كامل،‌ مربوط و به‌هنگام مي‌تواند به عنوان يك مزيت رقابتي هر بنگاه اقتصادي قرار گيرد. داشتن اطلاعات مفيد براي هر سازماني ضروري است. براي انجام مؤثر فعاليت‌هاي شركت، فرآيند تصميم‌گيري و استفاده از فرصت‌هاي بازار، نياز به وجود سيستم اطلاعات تجاري الزامی است. سيستم اطلاعات تجاري، اطلاعات مورد نياز را در اختيار مديران براي كمك به فرآيند تصميم‌گيري قرار مي‌دهد.

تحقيقات بازاريابي (Marketing Research) يكي از بخش‌هاي مهم در سيستم اطلاعات تجاری با نگاه بازاريابي است. با استفاده از تحقيقات بازاريابي مي‌توان با مصرف‌كنندگان، توليدكنندگان، خريداران، مديران بازاريابي و در كل عموم مردم ارتباط برقرار كرد و از اين طريق به تبادل اطلاعات پرداخت.

تحقيقات بازاريابي یکی از اجزاء اصلی علم بازاریابی  است که وظیفه این شاخه از دانش چنین است: تعیین , جمع آوری , تحلیل و ارائه سیستماتیک و عینی اطلاعات به منظور بهبود تصمیم گیریهایی که با شناخت فرصتها و حل مشکلات در بازاریابی مرتبط هستند.

فیلیپ کاتلر یکی از نظریه پردازان اصلی این دانش , آنرا اینگونه تعریف کرده است: تحقیقات بازاریابی عامل ارتباط دهنده بین مصرف کنندگان , مشتریان و جامعه از طریق اطلاعات به بازاریاب( تولید کننده) تعریف  می شود.

درواقع تحقیقات بازاریابی در پی شناسایی و گردآوری و تجزیه و تحلیل آن دسته از اطلاعاتی برمی آید که به فرصتهای بهتری در ارائه و عرضه کالا و یا خدمات خاصی می انجامد و یا مشکلات و تهدیدهای پیش روی بازاریابی کالا و یا خدمات خاصی را تبیین کرده و راهکارهای برون رفت از مشکلات را ارائه می دهد.

تحقيقات بازاريابي از بُعد رشته‌اي داراي ماهيت چند رشته‌اي و از نظر عملياتي و اجرايي، فعاليتي بين رشته‌اي محسوب مي‌شود  و خوشبختانه در شرایط فعلی و در سطح جهانی نگاه نادرست به این رشته در قالب نگرشهای خطی ، تک بعدی و تک رشته ای ، وابستگی به سایر حوزه های علمی ، معادل پنداری با سایر حوزه های اطلاع رسانی ، تبلیغات ، روابط عمومی ، پژوهشگری ، مدیریت و همانند آن در حال کمرنگ شدن می باشد.

وجود شركت‌هاي فعال در حوزه تحقيقات بازاريابي در كشور،‌ فرصت‌هاي مطلوبي را جهت فعاليت‌ يك انجمن صنفي با هدف يكپارچه‌سازي منابع و گسترش فرهنگ بهره‌گيري از خدمات تحقيقات بازاريابي، همچنين كمك به استانداردسازي تدريجي فعاليت‌هاي اين رشته از علوم فراهم نموده و بر اساس چنين روندي انجمن تحقيقات بازاريابي در كشور شكل گرفته است.

 
ضرورت و اهمیت تحقیقات بازاریابی

 

1- پيچيده‌تر شدن داد و ستدهاي تجاري و رقابت فشرده‌تر چه در سطح ملي، بين‌المللي و جهاني نسبت به دهه‌هاي قبل.

2- داشتن اطلاعات كافي از عوامل تأثيرگذار در بازار، عواملي كه اگر راجع به آن‌ها اطلاعات كافي و به روز نداشته باشيم، به دشواري مي‌توانيم در بازار باقي بمانيم.

3- نخستين گام در راه شناخت صحيح بازار هدف تعيين مخاطبان محصول و در نتيجه زيربناي مديريت سازمان‌هايي كه برنامه كار خود را با توجه به نيازها و خواسته‌هاي مشتريان تنظيم مي‌كنند.

4- تعيين سياست‌هاي بازاريابي و استفاده از عوامل قابل كنترل و خارج از كنترل بازار به بهترين وجه.

5- كشف بازارهاي جديد، گسترش موارد استفاده از محصولات يا خدمات فعلي.

6- كاهش ريسك ناشي از تصميمات نادرستي كه ممكن است از عدم اطلاعات كافي در ارتباط با موضوعي گرفته شود.

7- پيش‌بيني و تخمين تقاضا براي محصول، تعيين ميزان عرضه و فروش آتي محصول و جلوگيري از نوسان توليد. (كمبود عرضه يا تقاضا)

8- كاهش هزينه‌ها به دليل توليد بر طبق نياز و خواسته مشتري، مديريت انبارداري (جلوگيري از كمبود يا مازاد محصول در انبار)، ثبات قيمت، شناسايي دقيق بازار هدف و توليد محصول بر طبق آن .

9- توجه ويژه‌ به بُعد اجتماعي، رواني و عاطفي انسان‌ها در مصرف محصولات (بدون اتكاي صِرف به كالا محور بودن افراد ) با تكيه بر خواسته‌هاي مشتريان.

10- ارتباط بهتر با مخاطبين بازار.

 11- استفاده از تحقيقات بازاريابي هم براي كالاهاي مصرفي (توليد محصول جديد، اثربخشي فعاليت‌هاي تبليغاتي‌، معرفي محصول و شركت به بازار و ...) و هم كالاهاي سرمايه‌اي و واسطه‌اي (توليدكنندگان كالاهاي واسطه‌اي، ارائه‌دهندگان خدمات مالي نظير بانك‌ها و بيمه، سازمان‌هاي دولتي و آموزشي و ...).

12- دستيابي به اطلاعات مختلف مانند كيفيت محصولات، رنگ، بسته بندي، توزيع، ترفيع، خدمات پس از فروش، خصوصيات و مزيت‌هاي رقابتي كالاها و خدمات رقبا و استفاده از آن‌ها براي تجزيه و تحليل (نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهديدات شركت) و در نهايت كمك به تصميم‌گيري بهتر مديران.

13-از مهمترین کاربردهای تحقیقات بازاریابی آشنایی با خواسته های مصرف‌كنندگان تمايلات و ديدگاه‌هاي مخاطبان هدف، واكنش مصرف‌كنندگان نسبت به يك محصول خاص و نحوه انتخاب يك محصول خاص است كه اين امر به بقاي آن محصول در بازار كمك مي‌كند

 

 

 

منبع :www.imra.ir    

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت 13:0  توسط   |